ویژه نامه روسپـیـگری

گستره ی جهان را قفسی ساخته اند برای گروهی که گویی تنها و تنها برای منفعت گروه دیگری آفریده شده اند. قفسی به غایت تنگ و تاریک که مجالی برای نفس هم نمی ماند و اینک! از نفس افتاده ای به نام “زن”.

ما زنان سیاه یا سفید، بالا یا پایین، دارا یا ندار، روسپی یا … همه از یک جنسیم؛ “جنس دوم”! همه تحت سیطره ی یک بینش، یک ایدئولوژِی و یک قانون. اگر مبارزه ای در کارزار است، اگر جنبشی در حرکت، همه ی زنان از آن سهم دارند برای آزادی همه شان باید تلاش کرد و کمترین تلاش در این جنبش برای زنانی شده است که “روسـپی” می نامندشان.

خود را کنار کشیده ایم تا مبادا دامن پاکمان آلوده ی تهمت های فاحـشگی شود.. مدیر مسئول مسی همتی

تا کنون ۲۰ مقاله

۱۱ نظر to “ویژه نامه روسپـیـگری”

  1. سلام
    بگمانم فقط زنان میتوانند خود را با جنس مرد در مقام یکسان سازند البته بسیاری از مردان اینرا نمی خواهند.مبارزه ایست سخت…شاد باشید.
    ای ایران من مادر برخیز پست جدید من…

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  2. ای کاش کسی هم برای مردان فلک زده این روزگار می نوشت که زنان دیگر نه تنها جنس دوم نبوده بلکه جنس الاجناس و حتی نوع الانواع و حتی جوهره هستی محسوب میشوند.که دور دور زن سالاریست که حتی روسپیان آن هم برمردان فخر می فروشند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.یاحق.

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  3. پاسخ به “احمد”
    با درود خدمت شما دوست محترم
    شاید لازم باشد به شما و یا تفکر شما پاسخی داده شود
    الف) تصویر کلاسیک و مدرن از مفاهیم ثابت و یگانه : هر دال (آوا، واژه، شی، تصویر) همچون قدرت، سیاست، عدالت ، مرد، زن، و… رابطه ای ثابت با مدلول(مفهوم )خود ندارد به زبان دیگر وقتی کسی واژه قدرت را به کار می برد مفهوم ثابت و یگانه ای از آن وجود ندارد که در همه جا و در نزد همه کس یکی باشد بلکه هر دال رابطه ای قراردادی با مدلول خود دارد( که در گفتمان و اپیستمه آن دوران قرارداد می شود) به عنوان مثال وقتی کسی در گفتمان سنت گرایی ایدئولوژیک(گفتمان حاکم از سال ۵۸ تا ۶۸ در ایران) از واژه عدالت سخن می گوید آنچه از عدالت می فهمد متفاوت از کسی است که در گفتمان دموکراسی خواهی می فهمد و استنباط می کند هرگز عدالت جنسیتی در نزد این دو گفتمان یک معنا و مصداق ندارد و حتی گاه کاملا متفاوت از یکدیگرند از این رو شما وقتی می گویید “زنان” که البته از نظر فرمی جمع بسته اید اما از نظر محتوایی اشاره به جنس “زن” دارید، دچار این برداشت کلاسیک و مدرن از مفاهیم هستید مفهوم و جوهری ثابت، طبیعی و یگانه از زن وجود ندارد بلکه در هر جامعه ای “زنان” حضور دارند زن تحصیل کرده زن بی سواد، زن دارا زن فقیر ، جوان،پیر، مجرد ، متاهل و…
    لذا دیدن همه زنان به عنوان یک مقوله کلی، سالهاست که در علوم اجتماعی و سیاسی به چالش کشیده شده است شما باید مشخصا بگویید کدام زن با کدام مختصات طبقاتی،جغرافیایی، و…
    ب) شما همین نگاه را در مورد “مردان فلک زده” هم دارید، کدام مرد؟! مردی که در طبقه پایین شهری زندگی می کند و یا روستا با مردی که در ولنجک و زعفرانیه زندگی می کند و یا فلان دکتر و تحصیل کرده را با چاقو کش و جاهل یکی می انگارید مفهوم ثابتی به نام “مرد” و یا جنسی به نام مردان وجود ندارد. و در ضمن اگر بحران های اقتصادی،روانی، سیاسی موجب شود که مردان فلک زده شوند دیگر نباید از زنان سخن گفت؟ چون مردان الان در وضع بدی هستند سخن گفتن از حقوق زنان اولویت ندارد؟ همین نشان دهنده نگاه جنس دومی شما به زنان است و یا این عبارت شما که ” حتی روسپیان آن هم بر مردان فخر می فروشند” شاهد دیگری بر این نوع نگاه شماست.
    احتمالا شما به علت مشغله های شغلی و یا نوع رشته تحصیلی تان زیاد با قوانین و یا اقشار گوناگون جامعه و مشکلات زنان آشنایی ندارید. البته احتمالا الان مشکلات زنان مساله مهمی نیست چون مردان “فلک زده” هستند!!!!
    حرف زیاد است اما این پاسخ یک کامنت است نه مقاله، “تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. یاحق”.
    مدیر مسوول

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  4. باسلام متقابل: البته که لازم است به هرتفکری ولو ناصواب پاسخ داده شود . با سپاس از پاسخ جنابعالی به چند نکته به صورت کوتاه اشاره می نمایم :۱-در پیش درآمد سایت صحبت از زن و زنان شده است و از مفهوم کلی جنس برای زنان استفاده شده است .مگر غیر از این است که واژگان قراردادی بوده و ما از هر واژه ای مصداق آن را در خارج دیده و یا حس می نماییم به کار بردن کلمه زن به معنای وجود موجودی از نوع انسان در حالت مونث. آیا این از نظر شما نسبی است؟همین حالت در خصوص جنس مرد از نوع انسان وجود دارد در حالت مذکر.اینها صرف نظر از تاثیرات مختلف جامعه بر زنان ومردان است که شما اشاره نمودید .من نمی دانم وقتی می خواهم از زنان صحبت کنم برای آنکه فرم ومحتوی را اشتباه نکرده ویا مخاطبم دچار سو تفاهم نشود از چه واژه ای باید استفاده کنم ؟حال اگر من بگویم مثلا زنان جامعه ایران از طبقه باسواد متوسط مشکل (تصویر کلاسیک و مدرن از مفاهیم ثابت ویگانه ) حل می شود ؟ به واقع مگر نیاز است از بدیهیات صحبت گردد؟
    ۲- موضوع مردان هم به مانند زنان است که بیشک پستی و بلندیهای آن آشکار بوده و قابل بحث. آنچه که در این مقال کوتاه برای من مد نظر می باشد آن است که شما خود باتوجه به پیش در آمد سایت بی میل نیستیید که شما را از مقوله جنس دوم بپندارند وبعد عدم آن را بخواهید اثبات کنید . اتفاقا شخصا معتقدم که زنان نه تنها جنس اول که برترین جنس هم هستند آیا میدانید چه تعداد مرد درایران و در جوامع دیگر تحت سیطره زنان از ابعاد گوناگون اجتماعی سیاسی و… قرار دارند؟ آیا شما که احتمالا دچار مشغله های زندگی نیستیید و یا در خصوص زنان مطالعات دارید میدانیدآسیبهای مردان در جامعه نسبت به زنان چه تفاوتهای فاحشی دارد ؟ متاسفانه بر خلاف آنچه که در اذهان از تضییع حقوق زنان وجود دارد قانون وجامعه عملا از زنان دفاع می کند و عمدتا آزادیها(به اثتثنا مبحث پوشش در جامعه ایران ) و بسیاری دیگر از پیشرفتها از خانواده تا جامعه برای زنان میسرتر است. خلاصه آنکه معضل در هر دو جنس وجود دارد وتاریخ شاهد سبقت زنانی خواهد بود که هیچگاه گمان نکردند جنس دوم هستند و جنس دوم بودن مصیبتی است که هر مرد و زنی میتواند خود را به آن دچار ساخته و یا تحت تاثیر جبر اجتماعی تسلیم آن گردد. کوتاه سخن آنکه صلاح میدانم بیشتر در خصوص نوع انسان و مصیبتهای وارده بر آن مطالعه کنم هر چند استفاده از اندیشه های کلاسیک شما خالی از لطف نیست. خدای بزرگ را بابت همه الطافش سپاسگزارم واز شما هم. پاینده باشید.راستی یک سوال جسارتا( مسی)مخفف چه اسمی هست ؟

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  5. سلام
    شخصاً خیلی دوست دارم بتوانم این مقاله ها را سطر به سطر بخوانم اما تنها می توانم … پس ب این خوانش عقیم نمی توانم نظر خوبی بر اساس این مقالات نوشته شده بدهم. گذشته از این حرف ها به نظر می رسد چه مرد و چه زن را به شکل های مختلف در دیالکتیک بنشانیم سرانجام به هر چیزی ممکن است راهنمایی شویم.
    چه کلاسیک چه مدرن (چه به شکلی تاریخی چه به شکل رویکردی) باید دید تکثیر الگوهای حادواقعیت سنتز را چطور محدود یا نامحدود می کند…

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  6. پاسخ به “احمد”
    با درود
    شما نوشته اید : ” در پیش درآمد سایت صحبت از زن و زنان شده است و از مفهوم کلی جنس برای زنان استفاده شده است” در صورتی که بر خلاف این است در پیش در آمد بر گونه گونی زنان اشاره شده است و آمده است ” ما زنان سیاه یا سفید، بالا یا پایین، دارا یا ندار، روسپی یا … همه از یک جنسیم؛ “جنس دوم”! همه تحت سیطره ی یک بینش، یک ایدئولوژِی و یک قانون” اینجا از گونه گونی سخن به میان آمده، اما در اعتراض از تبعیضی سخن می گوید که بر همه ی این زنان به واسطه جنسیت اعمال می شود.
    شما نوشته اید : ” مگر غیر از این است که واژگان قراردادی بوده و ما از هر واژه ای مصداق آن را در خارج دیده و یا حس می نماییم” بله غیر از این هم هست در این ارتباط می توانید به آراء ویتگنشتاین مراجعه کنید هیچ رابطه یکتایی میان مصداق و مفاهیم وجود ندارد وقتی شما واژه “زن” را به مخاطب خود می گویید هردو به واسطه جریان میان ذهنی تصوری از مصداق دارید اما یک معنا و ذهنیت و تخیل از آن مصداق در ذهن شما و مخاطب (معنا –به تعریف کلاسیکش –حضور ندارد) که با هم یکسان باشد وجود ندارد (از این بحث های زبان شناختی که بگذریم)
    شما نوشته اید : ” به کار بردن کلمه زن به معنای وجود موجودی از نوع انسان در حالت مونث” این نوع معرفی درست است البته به آن “جنس” می گویند اما در مباحث فمینیستی وقتی اینگونه سخن به میان می آید مساله جنسیت است نه جنس فیزیولوژیک…
    شما نوشته اید : “حال اگر من بگویم مثلا زنان جامعه ایران از طبقه باسواد متوسط مشکل (تصویر کلاسیک و مدرن از مفاهیم ثابت و یگانه ) حل می شود ؟ به واقع مگر نیاز است از بدیهیات صحبت گردد؟” اصرار ما برای بکار بردن گونه گونی زنان، رهایی از نگاه جوهرانگارانه نسبت به زنان است نگاهی که همگی زنان را با برچسب های کلی در یک دسته مقوله بندی می کند چیزی شبیه انچه که ما و شما در کتب آموزشی مان از فطرت زنانه و مردانه خوانده ایم. با جدا کردن، مشکلی حل نمی شود بلکه مساله روشن می شود و از سویی مبارزه با بدیهیات اولین تلاش هر جریان انتقادی است.
    شما نوشته اید : ” با توجه به پیش درآمد سایت بی میل نیستیید که شما را از مقوله جنس دوم بپندارند و بعد عدم آن را بخواهید اثبات کنید” پیش درآمد سایت بیان آنچه که در جامعه هست، بود، نه آنچه که میل ماست، این دو را از هم متمایز کنید.
    شما نوشته اید : ” اتفاقا شخصا معتقدم که زنان نه تنها جنس اول که برترین جنس هم هستند آیا میدانید چه تعداد مرد در ایران و در جوامع دیگر تحت سیطره زنان از ابعاد گوناگون اجتماعی سیاسی و… قرار دارند؟”
    سیطره نازیباست، زنانه و مردانه ندارد و مهتر آنکه این شوخی و طنز شما را مجددا با همان پرسش می پرسم کدام زنان؟ و در ضمن با “آیا می دانید که” بحث استدلالی نمی کنند بلکه با سند و استناد به آمار و مصادیق، لطفا از این موارد، مصادیق، و آمار برای اطلاع ما و سایر دوستان بنویسید. بر فرض هم که چنین باشد چون افرادی (به قول شما زن) بر عده ای دیگری (مرد) سیطره دارند باید کوشش برای حقوق اکثریت زنان را رها کرد؟ چرا که هم جنسان آنان در جاهای دیگر بر مردان سیطره دارند؟!! … در ضمن شما که از سیطره ی زنان بر مردان سخن می گویید و از آن گلایه دارید چطور از سیطره تاریخی مردان بر زنان گلایه ای نمی کنید و ما مقاله یا سایتی را که شما برای مبارزه با این سیطره راه اندازی کرده باشید نمی بینیم. و چه عجیب که قرن ها، سیطره مردان طبیعی تلقی می شده؟!!!
    شما نوشته اید : ” متاسفانه بر خلاف آنچه که در اذهان از تضییع حقوق زنان وجود دارد قانون و جامعه عملا از زنان دفاع می کند” حق با شماست!! من هیچ دفاعی در این مورد ندارم چون من که سهل است دموستنس خطیب، ساحرسخنِ یونان هم شما را در این زمینه نمی تواند قانع کند! کسی که این همه تبعیض را نمی بیند با واژه ی زبان بسته چه چیز را می توان به او ثابت کرد؟
    شما نوشته اید : ” عمدتا آزادیها(به اثتثنا مبحث پوشش در جامعه ایران ) و بسیاری دیگر از پیشرفتها از خانواده تا جامعه برای زنان میسرتر است.”
    کسب اجازه برای ازدواج از مرد(پدر)
    کسب اجازه برای خارج شدن از خانه از مرد(شوهر،پدر، برادر)
    کسب اجازه برای خارج شدن از کشور
    کسب اجازه برای کار از مرد(شوهر)
    فاقد اراده برای درخواست طلاق
    عدم اجازه ازدواج با سایر ادیان و مسلک ها
    عدم تعیین نوع پوشش (که البته مورد توجه شما هم بوده)
    دیه نابرابر،ارث نابرابر، دستمزد نابرابر،نداشتن حق حضانت بچه و…. و خیلی چیزهای دیگر، جالب توجه این که مواردی که برشمردم نقایص قانونی و تبعیضات حقوقی است که یک کودک ده ساله نیز بدان آگاهی دارد. شما دوست محترم می توانید آنرا در ویژه نامه “زن و قانون” بخوانید از عدم آزادی و برابری میان حقوق زن و مرد سخن می گوید.
    صحبت از تقابل زن با مرد نیست سخن از ذهنیت مردسالارانه تاریخی است که بر فرهنگ، مذهب و قانون این سرزمین حاکم است و زن را از حقوق انسانی خود محروم کرده است هر حقی که برای یک انسان طبیعی شمرده می شود، که بدیهی ترین آن داشتن اختیار انسانی است که همیشه این اختیار در دست مردان بوده است!!!.
    چرا مردان از حقوق برابر و امکان برابر برای زنان در وحشتند؟! در حالی که این امکان برابر از زنان موجودات کامل تری می سازد که دیگر مردان مسوول آنان نیستند چرا که هر حق برابری، مسئولیت برابری با خود به همراه خواهد داشت، که این کامل بودن خیلی بهتر از تجربه زندگی با یک انسان “نصف” و نابرابر است.
    شما نوشته اید ” کوتاه سخن آنکه صلاح میدانم بیشتر در خصوص نوع انسان و مصیبتهای وارده بر آن مطالعه کنم” آیا در نگاه شما زنان انسان نیستند که ما را که در حال بیان معضلات انان هستیم متهم می کنید، احتمالا شما هم وقتی از واژه انسان استفاده می کنید ناخودآگاه انسان را مرد می بینید و اگر چنین نیست چرا بر ما خرده می گیرید. مگر این سایت غیر از رساندن صدای درد این انسان (زن) است.
    شما نوشته اید : ” هر چند استفاده از اندیشه های کلاسیک شما خالی از لطف نیست” ممکن است اندیشه من کلاسیک باشد اما آنچه که من در این بحث در ارتباط با موضوع با شما در میان گذاشتم چشم انداز پسامدرنیستی بود و کلاسیک…
    شما هم پاینده باشید دوست ارجمند چرا که اختلاف نظر ما ارتباطی به شخصیتمان ندارد. شاد باشید. مدیر مسئول

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  7. دستهایی که کمک می کنن مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند .
    بیاییم به یکدیگر کمک کنیم. جنسییت معنایی ندارد

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  8. از کامنت شما سپاسگذاریم ما هم با شما موافقیم
    جنسیت در تعریف اجتماعی و فمینیستی آن یعنی وجود محدودیت ها و محرومیت هایی که بخشی از جامعه به واسطه جنس خود متحمل می شود از این رو تلاش برای از بین بردن جنسیت تلاشی است که ما و سایر سایت هایی اینچنینی در پی آن هستیم
    شاد و سربلند باشید

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  9. ای کاش زنان در اولین قدم احیا و اجرای حقوق شخصی و اجتماعی خویش طرح غیر عادلانه مهریه و دریافت آن را برای همیشه لغو می کردند .

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  10. عمده شهرهای ایران از معماری ناموزون وزشتی برخوردار هستند. نمای بیرونی خانه ها از سویی و فضای شهری کوچه ها و خیابانها از سویی دیگر از همین نمونه هاست. از سمتی دیگر آلودگیهای مختلف محیط از قبیل هوا – صوتی- عدم بهداشت اجتماعی – فراوانی زباله های شهری – ترافیک وعصبیتهای فردی و اجتماعی و موارد بسیار دیگری از این قبیل موجب بروز ناهنجاریهای فراوانی می گردد . …. با همه این تفاصیل نگرش ایرانیها همیشه مبتنی بر زیبا دوستی و زیبا نگری بوده است. … و مقصود آنکه به دیدگاه اینجانب حضور مردان و زنان زیبا رخ و زیبا پوش تنها زیباییهای حاضر در اجتماعات شهری می باشد که فضای خسته کننده و تنش زای جوامع را تحمل پذیر می سازد. و در این میان هر چه زیبایی آدمیان بیشتر باشد لذت تحمل زندگی بیشتر خواهد شد و صد البته که زنان فرشته خصال و فرشته جمال در افزایش این زیبایی نقش اصلی را ایفا می کنند . تا باد چنین بادا .

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

  11. برای احترام به تقاضای پوشش خبری این موضوع کامنت این کاربر محترم پذیرفته شده است و سایت دادار از چگونگی یا صحت و سقم این خبر بی اطلاع است لطفا خبرنگاران آزاد در این ارتباط پیگیری نمایند
    با سپاس دادار

    دیدگاه شما در ارتباط با نظر این دوست

نوشتن نظر